فیثاغورس
در این تحقیق سعی شده تمام جوانب زندگی و کارهای این ریاضیدان بزرگ مورد بررسی قرار بگیرد.
امید است از این تحقیق به بهترین نحو استفاده شود.
با تشکر بهزادی
در این تحقیق سعی شده تمام جوانب زندگی و کارهای این ریاضیدان بزرگ مورد بررسی قرار بگیرد.
امید است از این تحقیق به بهترین نحو استفاده شود.
با تشکر بهزادی
والتر رودین در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ در سن ۸۹ سالگی درگذشت. او بخاطر کتاب «اصول آنالیز ریاضی» خود در بین دانشجویان ریاضی ایران و جهان شخص شناخته شده ای میباشد. کتاب «اصول آنالیز ریاضی» او شهره آفاق بوده و در اکثر دانشگاههای دنیا به عنوان متن درسی آنالیز تدریس میشود. او علاوه بر این کتاب دو کتاب مشهور دیگر به نامهای «آنالیز حقیقی و مختلط» و «آنالیز تابعی» دارد که در ایران به عنوان متن درسی دوره کارشناسی ارشد تدریس میشوند. هر سه کتاب فوق در ایران توسط آقای علی اکبر عالم زاده ترجمه شده اند.
این سه کتاب با عنوان های اصلی
«Principles of Mathematical Analysis» و «Real and Complex Analysis» و «Functional Analysis» در بین دانشجویان جهان با نامهای
«Baby Rudin» و «Mama Rudin» و «Papa Rudin».
اسم برده میشوند.
مریم
میرزاخانی که تحصیلات کارشناسیارشد و دکتری را در دانشگاه هاروارد پشت
سرگذاشت، به همراه ۹ محقق برجسته دیگر چندی پیش در چهارمین نشست۱۰ برلیان،
نشریه Popular Science در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشته USA
TODAY، این فهرست ۱۰ نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزههای
ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان
ماندهاند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارائه شده از سوی سازمانهای
گوناگون، روسای دانشگاهها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شدهاند. این
محققان برجسته جوان در حوزههای گوناگونی از گرافیک رایانهای تا ریاضیات
و علوم رباتیک، افقهای تازهای در مرزهای جهان اطراف ما گشودهاند که
مریم میرزاخانی ریاضیدان ۳۳ ساله ایرانی یکی از آنهاست. میرزاخانی در سال
۱۹۹۹ میلادی موفق به پیدا کردن راهحلی برای یک مشکل ریاضی شد
انداخته
بود: محاسبه حجمهای فضایی منحنی هندسی. ریاضیدانان مدتهای طولانی است که
به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرمهای هندسی
هذلولی بودهاند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون
نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست
یافتن به راهحلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقههای ترسیم شده بر
روی سطوح هذلولی. میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرمهای
غیر طبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت
کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل
این است که برخی از این اشکال هذلولی همچون doughnuts و یا amoebas دارای
ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای
ریاضیدانان مبدل کردهاست. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست
به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری ازحلقهها بر روی سطح این
گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت.
جیمز کارلسون از
انستیتو ریاضیات کلی (Clay Mathematics Institute) میگوید: میرزاخانی در
یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی میتواند به سرعت از یک مثال ساده به
دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد. مریم میرزاخانی از دانشآموزان
نخبه المپیادی کشور است که در سال ۷۴ در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر
دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته
شدهاست.
میرزاخانی دانشآموز نخبه ریاضی، تحصیلات دانشگاهی خود را
در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد و از جمله بازماندگان
سانحه غمبار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در
اسفندماه ۷۶ است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکتکننده در
بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود به
دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برنده دو مدال طلای المپیادجهانی -
علیرضا سایهبان و علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی
رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و
بینالمللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان
باختند.
آرنولد بنیانگذار شاخه توپولوژی هم تافته و دارای تحقیقات اصیل در این شاخه است.انگاره آرنولد در این شاخه یک مساله مکانیک سماوی را به یک مساله در توپولوژی خمینه های هم تافته تبدیل میکند . در راستای اثبات انگاره آرنولد بود که نابغه جوان آندریاس فلور به خلق یک نوع نظریه مورس بی نهایت بعدی موسوم به فلورهمولوژی نائل شد.هم چنین براساس پنداره های آرنولد در توپولوژی همتافته بود که در اوایل دهه هشتاد میلادی میخائیل گروموف توانست باشمارش مناسب خم های شبه هلومرف به ناورداییبرای خمینه های همتافته دست یافته و انقلابی در زمینه توپولوژی همتافته به پاکند.بعدها خواص این ناوردا توسط ادوارد ویتن و کلیفرد هنری تاوبز مورد مطالعه قرار گرفت و نتایج عمیقی در هندسه و توپولوژی به ارمغان آورد.در بحث آموزش ریاضی او از نقادین اصلی بورباکیسم به شمار میرود و بارها نقش مخرب صورت گرایی در آموزش ریاضی فرانسه و به دنبال آن سایر کشورها را خاطر نشان کرده است.این دانشمند برجسته ازسال 1961تا1986در دانشگاه دولتی روسیه به تدریس و تحقیق اشتغال داشت و از سال1986تا زمان مرگش در موسسه ریاضی استکلو روسیه(در ترم های پائیزی)واز سال1993در دانشگاه پاریس9واقع در دوفین فرانسه (در ترم های بهاری)به تحقیق در ریاضیات و علوم طبیعی اشتغال داشت.آرنولد دارای کتب متعددی است که همگی با رویکرد هندسی و فیزیکی نوشته شده وآمیزه ای از دقت ریاضی وشهود هندسی اند.از این میان میتوان به دو کتاب زیر اشاره کرد.
MATHEMATICAL METHODS OF CLASSICALS MECHANICS
GEOMETRICAL METHODS IN THE THEORY OF ORDINARY DIFFERENTIAL EQUATIONS
هم چنین جالب است بدانید بنابر گزارش تارنمای سرور علمیwww.scientific.ruآرنولد در میان دانشمندان روس بالاترین شاخص ارجاع علمی را داراست. از میان جوایز متعددی که وی دریافت کرده است می توان به موارد زیر اشاره کرد:
_جایزه ریاضی دانان جوان از انجمن ریاضی مسکو(1958)
_جایزه لنین-به طور مشترک کولموگوروف(1965)
_جایزه کرافورد از آکادمی علوم سوئد به طور مشترک با لوئیس نایرنبرگ(1982)
_جایزه لباچفسکی از آکادمی علوم روسیه(1992)
_مدال پتر کبیر برای اکتشافات علمی از آکادمی علوم طبیعی روسیه(1997)
_جایزه ولف در ریاضیات(2001)
_جاییزه دولتی فدرال روسیه(2007)
_جایزه شآو در علوم ریاضی(2008)
هم چنین در سال 1974آرنولد به عنوان نامزد دریافت مدال فیلدز معرفی شد اما اتحاد جماهیر شوروی سابق به دلایلی که هنوز در هاله ای از ابهام باقی مانده است با اعطای مدال فیلدز به وی مخالفت کرد.بدین ترتیب آرنولد نیز به جرگه ریاضی دانان طراز اولی پیوست که به مدال فیلدز دست نیافت.ودر20مارسسال2000به پاس خدمات فراوان وی به علم علی الخصوص مکانیک سماوی و نجوم ده هزار وسی و یکمین سیارک کشف شده با نامvladarnolda13001به نام وی ثبت شد.
الجبر و المقابله که به مامون تقدیم شده کتابی است در باره ریاضیات مقدماتی و شاید نخستین کتاب جبری باشد که به عربی نوشته شده است دانش پژوهان بر سر این که چه مقدار از محتوای کتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده است اختلاف نظر دارند معمولاٌ در حل معادلات دو عمل معمول است خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به واردساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رساله ای است مقدماتی در حساب که ارقام هندی(یا به غلط ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را(که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می داد اثر دیگری که به مامون تقدیم شد زیج السند هند بود مه نخستین اثر اختر شناسی عربی است که به صورت کامل بر جای مانده و شکل جداول آن از جداول بطلمیوس تاثیر پذیرفته است. کتاب صورت الارض که اثری است در زمینه جغرافیا اندک زمانی بعد از سال 195 – 196 نوشته شده است و تقریباٌ فهرست طولها و عرضهای همه شهرهای بزرگ و اماکن را شامل می شود این اثر که احتمالاٌ مبتنی بر نقشه جهان نمای مامون است(که شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن کار کرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود این کتاب از بهضی جهات دقیق تر از اثر بطلمیوس بود خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر دیگری که بر جای مانده است رساله کوتاهی است در باره تقویم یهود. خوارزمی دو کتاب نیز در باره اسطرلاب نوشت آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد کم ولی از نفوذ بی بدیل برخوردارند زیرا که مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده اند بخشی از جبر دوبار در قرن ششم / دوازدهم به لاتینی ترجمه شد و نفوذی عمده بر جبر قرون وسطایی داشت رساله خوارزمی در باره ارقام هندی پس از آنکه در قرن دوازدهم به لاتینی ترجمه و منتشر شد بزرگترین تاثیر را بخشید نام خوارزمی مترادف شد با هر کتابی که در باره حساب جدید نوشته می شد(و از اینجا است اصطلاح جدید))الگوریتم)) به معنی قاعده محاسبه کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان الجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به کار رود نام خوارزمی هم در ترجمه به جای الخوارزمی به صورت الگوریتمی تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می باشد.
ارقام هندی که به غلط ارقام عربی نامیده می شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید همین ارقام انقلابی در ریاپیات به وجود آورد و هر گونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت باری کتاب جبر خوارزمی قرنها در اروپا ماخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس کرموننسیس و رابرت چستری در قرن دوازدهم هر یک از آن را به زبان لاتینی ترجمه کردند نفوذ کتاب زیج السند چندان زیاد نبود اما نخستین اثر از این گونه بود که به صورت ترجمه لاتینی به همت آدلاردباثی در قرن دوازدهم به غرب رسید جداول طلیطلی(تولدویی) یکجا قرار گرفتند و به توسط ژرار کرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتینی ترجمه شدند، از مقبولیت گستره تری در غرب برخوردار شدند و دست کم یکصد سال بسیار متداول بودند از کارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه های جغرافیایی بطلمیوس بود جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، دیگر از کتب مهم خوارزمی کتاب مفاتیح العلوم است که کتاب مهم و ارزنده ای است خوارزمی در حدود سال 848 میلادی مطابق با 232 هجری قمری در گذشت.
یکی
از مهمترین کارهای وی در صورتبندی اصل های هندسهی اقلیدسی (و به طور
کلی هندسهی اصل موضوعی)است . وی کتاب "مبانی هندسه" را در سال ۱۸۹۹ منتشر
کرد که هدف آن مربوط کردن اصلهای موضوعهی هندسه به اصل حساب بود . وی در
این کتاب به شرح نتیجههای مطالعات خود در این زمینه پرداخته است .
اصل توازی هیلبرت(یا اصل توازی هیلبرت برای هندسهی اقلیدسی) چنین است :
"هر چه باشد خط L و هر چه باشد نقطهی A غیرواقع بر خط L و P صفحهی شامل A و L باشد آنگاه حداکثر یک خط در صفحهی P ، گذرا از A موجوداست که شامل هیچ نقطهای از L نیست ."
در
سال ۱۹۰۰ و در کنگرهی بین المللی ریاضیدانان ، هیلبرت فهرستی
از ۲۳ مساله را ارائه کرد که با جرات میتوان گفت که با قرار گرفتن "حل
این مسالهها " در صدر هدفهای ریاضی دانها ، عملا" خط مشی پیشرفت
ریاضیات در قرن بیستم تعیین شد .
هیلبرت هم چنین علاقهی مخصوصی به برخی زمینههای فیزیک داشت و کارهای مهمی نیز در این زمینهها انجام دادهاست . این علاقه به طور خاص در تعاملهای وی با اینشتین و در راستای صورتبندی "نسبیت عام " نمود پیدا کردهاست . هیلبرت را اغلب به عنوان ریاضی دانی مطلقا" محض میشناسند ، اما او رئیس سمینار فیزیک اتمی مشهور گوتینگن بود که تاثیر عظیمی بر توسعهی نظریهی کوانتوم داشت . از بین ۲۳ مسالهی معروف هیلبرت ، ۳ مساله تاکنون حل نشده باقی ماندهاند.
هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین که شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله، همگی ما می دانیم که انیشتین این فرمول (e=mc2) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصیش می دانیم، خودتان را با این هشت مورد، شگفت زده کنید!
1- او با سر بزرگ متولد شد
وقتی انیشتین به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است، اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه طبیعی باز گشت.
2- حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود
مطمئناً انیشتین می توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند، اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعاً حافظه ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن ( تولد ) برای بچه های کوچک بود.
3- او از داستان های علمی- تخیلی متنفر بود
انیشتین از داستان های تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد، آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتاً نمی توانند اتفاق بیفتند می دهد.به بیان او "من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم، زیرا که آن به زودی می آید." به این دلیل او احساس می کرد کسانی که به طور مثال بشقاب پرنده ها را می بینند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.
4- او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی، انیشتین که قطعاً یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده، در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد.در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی که بعد ها در این رابطه از او سوال شد؛ او گفت: آنها بینهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.
5- علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
انیشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا با عث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم او را می شناسند یا نمی شناسند. پس این مورد قبول واقع شدن ( آن هم از روی پوشش ) چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟
6- او فقط یک بار رانندگی کرد
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه ، از راننده مورد اطمینانش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد ، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت.انیشتین، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، به طور دقیقی آنها را حفظ می کرد.یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود، با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند، سپس انیشتین به عنوان راننده او را به خانه بازگرداند.(عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود. انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعاً نمی توانست او را از راننده اصلی تمیز دهد.)او قبول کرد ، اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود ، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتین درست از آب در آمد . دانشجویان در پایان سخنرانی انیشتین جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.در این حین راننده باهوش گفت:"سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید" سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
7- الهام گر او یک قطب نما بود
انیشتین در سنین نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.
8- راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انیشتین در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.اما این کار به صورت غیر قانونی انجام شد. بعدها پسر انیشتین به او اجازه تحقیقات، در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.هاروی تکه هایی از مغز انیشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها، مقدار بسیار زیادی سلول های گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز انیشتین مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلول های عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد.علاوه بر این ها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.
***دانشمندان سنگاپوري طي مطالعات خود در زمينه تاثيرات چاي روي فعاليتهاي مغزي دريافتهاند كه چاي براي مغز مفيد است. به گزارش سرويس بهداشت ودرمان ايسنا، اين دانشمندان اعلام كردند كه نوشيدن حتي يك فنجان چاي در روز با كاهش سرعت تحليل رفتن سلولهاي مغزي و نيز هوشيار نگه داشتن مغز تا سنين سالخوردگي براي مغز مفيد است. این مطالعات طي چهار سال صورت گرفته است. پروفسور نگ تزه پين از دپارتمان روانپزشكي دانشگاه ملي سنگاپور كه در اين تحقيق شركت داشته اظهار داشت كه هر نوع چاي ميتواند اين تاثير مثبت را داشته باشد. چاي نوشيدني ارزان و غير سمي است كه به ميزان بسيار زيادي مصرف ميشود. دانشمندان اين دانشگاه دريافتند كه كاتچينز يك تركيب طبيعي در چاي است كه از سلولهاي مغزي در برابر پروتئين آسيب رسان به مغز محافظت كرده و در نتيجه توان ادراكي مغز را حفظ ميكند. گفتني است كه پروتئين آسيبرسان به مغز طي گذشت سالهاي عمر افراد در مغز آنها ساخته ميشود. همــچنيــن كافئين موجود در چاي برخلاف كافئين قهوه، حاوي پروتئين طبيعي موسوم به تيآنين است كه اثرات جانبي معمول كافئين از قبيل افزايش فشار خون، سردردها و خستگي را خنثي ميكند. در اين تحقيق، دانشمندان روي عادات نوشيدن چاي در 2 هزار و 501 فرد چيني 55 ساله از سپتامبر سال 2003 تا دسامبر سال 2005 مطالعه كردند. براي اين منظور سلامت شركت كنندگان، قدرت توجه آنها، استفاده از زبان و تواناييهاي بصري و فضايي آنها ارزيابي شده و الگوي مصرف چاي آنها نيز كنترل شد. حدود 38 درصد آنها اصلا چاي نمينوشيدند. 29 درصد فقط يك نوع چاي مينوشيدند و باقي آنها نيز انواعي از چايهاي مختلف را مصرف ميكنند. دو سال بعد دو سوم از كساني كه عادت به نوشيدن چاي داشتند به لحاظ توانايي ادراكي و قدرت حافظه همان نمره دو سال قبل را توانستند كسب كنند. در حالي كه نمره توان حافظه در 35 درصد از افرادي كه چاي نمينوشيدند به طور متوسط در اين مدت دو درجه كاهش پيدا كرد. بررسيهاي بيشتر به دانشمندان ثابت كرد كه چاي يك عامل شناختهشده و بارز در پرانرژي و شاداب نگه داشتن سلولهاي مغزي است.
اگر فیلم زیبای beautiful mind را دیده باشید حتما با نابغه ی ریاضی جان نش را می شناسید. جان نش اکنون 78 ساله و یکی از معروفترین اساتید ریاضیات در دانشگاه پرینستون است. البته همان 70 سال پیش هم، اطرافیان و بهخصوص خانوادهاش میدانستند که آینده درخشانی پیش روی اوست. نش در 20 سالگی مدرک لیسانس و فوق لیسانس را یکجا اخذ کرد و 2 سال بعد هم، در 22 سالگی، به درجه دکترا نایل شد. او به معنای واقعی کلمه یک نابغه ریاضی بود و تئوریهای مهم و بحثانگیزی در حوزه ریاضیات و اقتصاد وضع کرد که برایش جوایز متعددی به همراه داشت.
او در سال 1994، به جایزه نوبل اقتصاد نیز دست پیدا کرد. اما آنچه از جان نش چهرهای ممتاز و مورد توجه ساخته است، نه نبوغ ریاضی، که استقامت او در مبارزه با بیماری اسکیزوفرنی است.
خودش در یادداشتی برای پایگاه اینترنتی بنیاد نوبل مینویسد :
جان نش صداهایی غیرواقعی را میشنید که او را از خطراتی موهوم حذر میدادند و وادارش میکردند کارهایی برخلاف خواستهاش انجام بدهد. رفته رفته بر شدت توهمات او افزوده شد و زندگیاش در آستانه فروپاشی قرار گرفت. همسرش او را ترک کرد، کرسی استادی خود را در دانشگاه از دست داد و بالاخره در بیمارستان بستری شد. پزشکان بیماریاش را نوعی اسکیزوفرنی هذیانی تشخیص دادند که با افسرگی خفیف و کاهش اعتماد به نفس همراه شده بود.
نش در ابتدا از خود سرسختی و مقاومت نشان میداد و سعی میکرد با هر ترفندی شده از بیمارستان و حتی از نظارت مستقیم روانپزشک، فرار کند. اما با شدت گرفتن بیماری، کمکم به درمان تن داد. سوای درمان، آنچه بیش از همه به نش کمک کرد، تلاش آگاهانهای بود که او از خود نشان داد.
او با تمام توان سعی کرد تا محتوای ذهنی بیمار خود را ذره ذره اصلاح کند. این فرآیند جبرانی، چیزی نزدیک به 25 سال از بهترین سالهای عمر او را گرفت اما امید و ارادهای که او از خود نشان داد، کار خودش را کرد و ریاضیدان نابغه بالاخره از بند بیماری نجات پیدا کرد.
خودش این طور مینویسد : به مرور زمان سعی کردم بخش بیمار ذهن خودم را شناسایی و پاک کنم. سعی کردم رفته رفته ذهنیت عالمانهای را که از قبل داشتم، بازسازی کنم. این کار خیلی طول کشید، خیلی چیزها را از من گرفت اما فکر میکنم الان دیگر بخش اعظم آن هذیانها و آن توهمات را دور ریختهام. اینکه در این سن و سال هنوز میتوانم یک ریاضیدان و تئوریسین فعال باشم، به این معنی است که من در مبارزه با بیماریام موفق شدهام.
علاوه بر کتابهای مختلفی که در باره زندگی عبرتآموز و امیدبخش جان نش نوشته شده، 2 فیلم نیز بر همین اساس تولید شده است. یکی فیلم آشنای ذهن زیبا که با بازی راسل کرو و کارگردانی ران هوارد تولید شده و از واقعیت زندگی و بیماری جان نش خیلی فاصله دارد؛ و دیگری فیلم مستند جنون درخشان که نگاه دقیقتر و وفادارتری به زندگی او داشته است.
نش دارای 2 فرزند پسر است. فرزند اولش که درست همزمان با شروع بیماری پدر به دنیا آمد، ریاضیدان است و از بد حادثه، درست مانند پدر، به بیماری اسکیزوفرنی هذیانی مبتلاست. او نیز سالهاست که تحت نظارت و درمان پزشکان قرار دارد.